X
تبلیغات
فریادزیرآب - رفیق با مرام

فریادزیرآب

پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند
 بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

میگه نه!! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی .
عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش .
رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید ولی خواهرمو نشناخت!!
سلامتی هر چی رفیق با مرامه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 3:12  توسط حیدر  |